![]() |
![]() |
|
|
به نام مهربانترین
نام شعر: نفرت از دوری مناسبت:دوری شاعر: پدرم (شاد روان محمد فتح الهی) ************************************************ اگر من خالق دوری بدم خلقش نمیکردم اگر عریان بد او یک جامه هم دلقش نمیکردم
اگر میدیدم او را من که میمیرد ز بی نانی ز فرط نفرتم یک لقمه در حلقش نمیکردم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:20 توسط پرستو فتح الهی |
|
|
به نام پروردگار نام شعر: تقصیر نگاه مناسبت:دلتنگی برای مادرم شاعر: پدرم (شاد روان محمد فتح الهی) ************************************************ از آنروزی که افتاد این نگاهم بر نگاه تو ندیدم بی مروت تر ز چشمان سیاه تو
مرا آشفته خود کرد و در هامون رهایم کرد اگر گردم هلاک از دوریت باشد گناه تو
بر و بیخ و بن و هم ریشه ام طوفان عشقت برد نمی گیرد قرار اندر پناهی جز پناه تو
به هم در بیخته یادت شب و روز مرا یک سر شده شامم شبانگاه تو و صبحم پناه تو
به امیدی که بار دیگرت شاید توان دیدن ریاضت می کشد چشمان من در طول راه تو
اگر با گوشه چشمی شفا بخشی بر این بیمار شوم در کار خیرت روز محشر من گواه تو
دوباره زندگی گیرم ز سر بعد از هزاران سال اگر روید سر خاکم دگر باره گیاه تو
به جز روی تو چیز دیگری چشمم نمی بیند تو همچون کهربه هستی و من چون پرّ کاه تو
به جز نام تو نام دیگری یادم نمی آید فراموشی به من رو کرده از برق نگاه تو
به صدها درد بی درمان دیگر مبتلا گشتم نمی دانم خطا از من بود یا روی ماه تو
ولی دانم ندارم جرم کینسان گشته ام محروم خدا داند که می باشد ز تقصیر نگاه تو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:16 توسط پرستو فتح الهی |
|
|
به نام مهربانترین نام شعر: می عرفان شاعر: پدرم (شاد روان محمد فتح الهی) تاریخ: تابستان ۷۱- عجمان ************************************************ گفتم بدیدم دلبری گفتا بگو دیگر چه شد گفتم ز جان بالاتری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم بدیدم جلوه اش از دور ماندم در شگفت باشد مه او یا مشتری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم برفتم پیشتر بهتر تماشایش کنم دیدم همایون افسری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم رخش چون ماه بود با قد و اندامی قشنگ در دست او انگشتری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم که مهرش را به دل در دید اول کاشتم چون زر شناس جوهری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم که میخواهم تو را چون جان در آغوشت کشم ثابت کنم حق باوری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم فدایت میکنم جان را که باشم پیش تو فرمود گر زان بگذری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم که از آن بگذرم ریزم هر آن باشد مرا در پای چون تو رهبری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم که میخواهم شوم مست ولایت او بگفت باید کز این می نگذری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم از آن می ده که تا چون تشته کامی سر کشم بر من بداد او ساغری گفتا بگو دیگر چه شد
گفتم به لب بگذاشتم تا جام شهر آشوب را دیدم جهان دیگری دیگر مگو دیگر چه شد دیگر مگو دیگر چه شد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 19:11 توسط پرستو فتح الهی |
|
|
این یکی شعر نیست یه زنگ تفریحه گلي را که هديه گرفته ايد چه معنا و مفهومي دارد: در تمام کشور ها براي اينکه عاشق و معشوق بتوانند احساسات خود را به يکديگر منتقل کنند از راههاي زيادي استفاده مي کنند با صحبت کردن ، نامه نوشتن ، نگاه کردن ..اما معمولترين روش استفاده از گل است .خود واژه ي گل سمبل عاشقي مي باشد .اما بد نيست با نشانه هاي تمام گل ها قدري آشنا بشويدتا اگر موقعي خواستيد احساس خود را به عاشق يا معشوق خود عرضه کنيد بدانيد تا چه گلي را هديه کنيد يا گلي را که هديه گرفته ايد چه معنا و مفهومي دارد ...
گل زرد: نشانه اي است بر احساسات تنفر آميز عاشق نسبت به معشوق خويش.
گل لاله: نشانه آنست که عاشق حاضر است در راه معشوق از جان خويش هم بگذرد و هرچه که او بخواهد انجام دهد.
گل نسترن: نشان آنست که عاشق از خيانت معشوق به تنگ آمده و دلش مي خواهد از او که عشق را با هوس مخلوط کرده است بگريزد.
گل سرخ : نشانه عشق آتشين است عشقي که عاشق مي خواهد خود را در ميان شعله هايش قربان معشوق نمايد.
گل ناز: نشانه آنست که عاشق در عين حال که ناز معشوقه را دوست دارد دلش مي خواهد او فسونگري را کم کند و به سوي وي روي آورد .
گل شب بو : نشانه آنست که عاشق از معشوق خود تمناي بوسه دارد و از دور او را مي بوسد. ______________________
گاهي اوقات همه ان چيزي كه انسان نياز دارد دستي براي گرفتن و قلبي برای درک شدن است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 22:49 توسط پرستو فتح الهی |
|
|
به نام او که هر آنچه دارم از اوست نام شعر: به دخترم پرستو مناسبت: دلتنگی شاعر: پدرم (شاد روان محمد فتح الهی) تاریخ: مرداد۱۳۶۶ - قطر ******************************************************* از من سلام بر رخ ماه تو دخترم قربان آن خلوص نگاه تو دخترم
حجب و حیای تو به جهان افتخار ماست صد آفرین به ایده و راه تو دخترم
چون بینمت چو شمع که پروانه دیده است روشن شوم ز برق نگاه تو دخترم
از دوریت غمینم و از بهر دیدنت چشمم همیشه هست به راه تو دخترم
گاهی ز دوری تو همی بینمت به خواب خوشحال گشته ام ز نگاه تو دخترم
بیدار میشوم چو نمیبینمت تو را گریم بر آن دو چشم سیاه تو دخترم
باشد دعای من به همه روز و هر شبی گردد بلند رتبه و جاه تو دخترم
خوشحال و شاد باشی و پیروز و سر فراز فرخنده باد شام و پگاه تو دخترم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 22:49 توسط پرستو فتح الهی |
|
|
به نام او که فقط خود میداند که کیست نام شعر: داستان گل و بلبل مناسبت: نامزدی من شاعر: پدرم (شاد روان محمد فتح الهی ) تاریخ: مهر ۱۳۷۴ - دبی ****************************************************** داشتم در باغ زیبایم گلی در میان گلشنم چون سنبلی
دیدنش بر قلب من امید بود چهره اش چون زهره و ناهید بود
دختری کز جانب پروردگار هدیه شد روز نوء پنجاه و چار*
با ورودش موقع تحویل سال کرد زیبا باغ من را این نهال
چون پرنده نام بر او داده شد گر چه گل بود او پرستو خوانده شد
او گلی خوش بوته و خوش رنگ بود با گلستان دلم همرنگ بود
باغبانی کردمش هر روز و شب حافظش بودم به هر رنج و تعب
تا که توفان و تگرگ و تند باد نشکند شاخش بماند نیک و شاد
پرورش میدادمش با آب و تاب گاه در سایه گهی در آفتاب
شاد میگشتم من از تیمار او بودمش هر روز و شب غمخوار او
لیک میدانستم این را من ز پیش باید او روزی رود در راه خویش
زان سبب دل بود در اندیشه اش دایما در فکر درس و پیشه اش
تا که یک روزی ز تقدیر و قضا بلبلی آمد ز گلزار وفا
گفت زین پس من حراست میکنم از گلت چون جان حفاظت میکنم
چون که بلبل بود از گلزار عشق نام او نام حسین سالار عشق
بر دلم بنشست قول و وعده اش اضطرابم ریخت از آینده اش
گل سپردم دست بلبل من ز پس هر دو را بر کردگار دادرس
سرخوشم چون خوش عجین گردیده اند بلبل و گل همقرین گردیده اند
ای که دادی بر محمد زندگی کن عطا بر این دو تن پایندگی
* روز نوی پنجاه وچار : تاریخ تولد من هنگام تحویل سال ۱۳۵۴ شمسی است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 0:57 توسط پرستو فتح الهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اشعار شادروان محمد فتح الهی
و من: پرستو دختر ایشان سعی میکنم هر هفته یک یا دو شعر از ایشان را برای دوستان بنویسم. برای شادی روحش دعا کنید. |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 |
| پیوندها |
|
نغمه عشق |
|
RSS
|